مشاوره مدیریت IranMCT

تیم مشاوران مدیریت ایران Iran Management Consultants Team

مشاوره مدیریت IranMCT

تیم مشاوران مدیریت ایران Iran Management Consultants Team

اصول مذاکره – ۱۰ تکنیک برای بهتر مذاکر کردن

اصول مذاکره

اصول مذاکره چیزی است که میتوان آموخت ، زیراکه مذاکره یک مهارت و دانش مرتبط با آن را اصول و فنون مذاکره مینامند. معمولا کارآفرینان مذاکره‌کنندگان خوبی نیستند. غالبا برای اولین بار در جایگاه مدیر یک کسب‌وکار ایستاده و برای ارتباط با سایر شرکت‌های تامین کننده یا توزیع‌کننده و یا حتی اعضای سازمان خویش بر تکنیک‌های مذاکره تسلط ندارند. برای تاسیس و موفقیت یک کسب‌وکار به صدها و گاه هزاران مذاکره نیاز است . در جایی در نقش فروشنده و در جایی دیگر در نقش مشتری باید بتوانید در قامت یک مذاکره‌کننده به خوبی عمل نمایید.

مذاکره از کودکی آغاز می‌گردد، همان زمان که برای دیدن برنامه تلویزیونی یا بازی با وسایل خود از مادرتان زمان بیشتری تقاضا می‌نمودید. اصول مذاکره در مدرسه یا دانشگاه به صورت رسمی آموزش داده نمی‌شود و هرکس بر اساس تجربه حاصل از محیط اطراف خویش (خانواده و جامعه) به سطحی از قدرت مذاکره دست میابد.در ادامه به بیان برخی از تکنیک‌های مذاکره خواهم پرداخت که می‌تواند شما را یاری نماید.

اصول مذاکره تکنیک مذاکره

اصول مذاکره

۱-  آماده‌سازی  ، آماده‌سازی ، آماده‌سازی

ورود به مذاکره ، بدون آماده‌سازی ، جز به شکست نمی‌انجامد. اول از خودتان شروع نمایید. از چیزی که می‌خواهد مطمئن شوید. در خصوص فرد یا سازمان مقابل تحقیق نمایید، نیازهایش را بشناسید، نقاط قوت و ضعف آن را درک نمایید. شاید نیاز باشد از یک مشاوره مدیریت ، مشاوره مالی یا یک وکیل نیز کمک فکری دریافت نمایید.

 


ادامه مطلب : اصول مذاکره – ۱۰ تکنیک برای بهتر مذاکر کردن

۳ گام اساسی در معرفی محصول جدید به بازار

معرفی محصول جدید

معرفی محصول جدید به بازار می‌شود، نقطه اوج تجلی زحمات کارکنان یک سازمان است. اما چگونه باید از موفقیت سازمان در زمان معرفی محصول به بازار مطلع شد؟ آیا معرفی محصول جدید به بازار ، بر اساس همان برنامه‌های از پیش تعیین شده است ؟

معرفی محصول جدید

برای رشد درآمد ناشی از محصول جدید ( بر اساس اهداف از پیش تعریف‌شده  ) چند گام ساده وجود دارد. اگر اقدام به معرفی محصول با فکر و برنامه‌ریزی مناسب همراه نباشد حتما درآمد مورد نظر را به دنبال نخواهد داشت.  در زمان معرفی باید داستان محصول را برای مشتریان تعریف نمود و به این سوال پاسخ داد :  ” تغییر چرا ؟

گام ۱ : پیام‌رسانی

معرفی ارزش محصولات به مشتری بسیار حائز اهمیت است. باید به مشتری بالقوه بگوییم که چرا باید این محصول را از ما بخرد و نه از رقیب ما . شما نمی‌توانید انتظار داشته باشید که مشتری حتما ارزش محصول شما را درک نماید. در عوض شما باید دست به اقدامات خاصی بزنید تا متوجه شود که محصول شما از چه طریقی به وی کمک خواهد نمود. در غیر این صورت ، احتمال جذب بودجه مشتری بسیار پایین است.

ادامه مطلب :  ۳ گام اساسی در معرفی محصول جدید به بازار

برندینگ شرکتی ( برندینگ سازمانی ) Corporate Branding

برندینگ شرکتی چیست ؟

برندینگ شرکتی ( برندینگ سازمانی ) اشاره به فعالیت‌های مدنظر در مسیر ارتقاء نام تجاری ( نام برند ) یک واحد تجاری ( واحد حقوقی ) است. فعالیت‌های و برنامه‌ریزی‌های برندینگ شرکتی با برندینگ محصولات و خدمات متفاوت است زیرا دامنه برندینگ شرکتی خیلی وسیع‌تر است. برای درک ساختار برندینگ شرکتی بهتر است که این مقاله که در خصوص معماری برند Brand Architecture را نیز مطلعه نمایید.

برندینگ شرکتی برندینگ سازمانی corporate branding

امروز برندینگ به عنوان یک فرایند شکل‌گیری تصویر و هویت تقریبا در هر بخشی از جامعه پذیرفته شده است. هر چند که ما از برندینگ در مورد بخش محصولات و خدمات  آگاهی بیشتری داریم، برندینگ شرکت مانند برندینگ توسط بخش‌های مختلف مانند ورزش، سازمان‌های غیردولتی، سازمان‌های فرهنگی و مذهبی از جمله ساخت برند کشوری و منطقه‌ای  توسط ملت‌ها در زمینه‌های مختلف را می‌توان شاهد بود. برندینگ و تصویرسازی یک تمرین مهم برای همه سازمان‌ها و نیز نهادها است.

با رشد و پیشروی سازمان‌ها، برندینگ تبدیل به یک حرکت استراتژیک شده است که متعلق یا طراحی‌شده توسط دپارتمان بازاریابی آن‌ها نیست. این مدیران عامل و ارشد هستند که مدیریت و مالکیت هویت برند سازمان‌های بزرگ را بر عهده دارند.در حقیقت در بعضی موارد پیش برنده سازمان هویت برند شخصی خود را با نیاز به ساخت و مدیریت  کسب‌وکار یا هویت سازمان به خوبی با هم همراه می‌نماید. ریچارد برانسون شاید بهترین مثال باشد از کسی که خود یک برند است و هم‌زمان صاحب شرکت Virgin است.

ادامه مطلب :  برندینگ شرکتی

روش ارزیابی عملکرد فروشنده

روش ارزیابی عملکرد فروشنده

فرض که سازمانی دارای یک سیستم بسیار حرفه‌ای برای جمع‌آوری اطلاعات و گزارش دهی تحت داشبوردهای مدیریتی با رنگ‌ها ، داده‌ها و نمودارهای متعددی بسیار جذابی داشته باشد. اما آیا این داده و اطلاعات نباید به ارزیابی عملکرد فروشنده بی انجامد ؟

ارزیابی عملکرد فروشنده ارزیابی مدیریت فروش  فروشنده  فرایند فروش

اگر به دهه ۷۰ یا ۸۰ برگردیم ( حداقل بر اساس اسناد ، کتب چاپ شده بین المللی در حوزه فروش )  ، ارزیابی بر اساس درآمد صورت میذیرفت . در آن زمان برای ارزیابی عملکرد فروشنده به ابعاد زیر توجه میشد :

  1. تلاش‌ها
  2. تماس‌ها
  3. مکالمات و مذاکرات
  4. تعیین زمان ملاقات
  5. ملاقات جدید
  6. ارائه پیشنهاد
  7. فروختن

امروزه، با وجود دشبوردهای حرفه‌ای ، همچنان رصد تمام فعالیت‌های رخ داده و یا پیشنهاد داده شده در برنامه فروش ، انجام نمی‌شود. اما تعداد زیادی از فعالیت‌های مدیران فروش و فروشنده‌های سازمان رصد ، ارزیابی شده و مورد توجه قرار میگیرد.  ( توجه نمایید : ارزیابی عملکرد با درآمد یکی نیست ، اما رابطه مستقیم بایکدیگر دارند ).

بنابراین ارزیابی عملکرد باید شاخص های دیگری داشته باشد که در ادامه به توضیح آن خواهیم پرداخت .

ادامه مطلب :  روش ارزیابی عملکرد فروشنده

معماری برند چیست ؟ ( خانه برندها , خانه برندی , برند ترکیبی )


خانه برندها House of Brands خانه برندی Branded House ترکیبی از هر دو نوع Hybrid Endorsing Brand

معماری برند Brand Architecture

  • خانه برندها House of Brands    

  • خانه برندی  Branded House    

  • ترکیبی از هر دو نوع  Hybrid Brand / Endorsing Brand

هدف از استراتژی برند ، ساخت برندی قوی است . استراتژی برند موثر ، موجب افزایش میزان نرخ بازگشت سرمایه به ازای هر یک تومانی است که در کسب‌وکارتان سرمایه‌گذاری می‌نمایید. این افزایش ارزش هم ارائه‌کنندگان خدمات و هم برای مصرف‌کنندگان محصولات نیز صادق است.

اگر بر بازار ارائه خدمات تمرکز نماییم، معنای قدرت برند را راحت‌تر می‌توان دریابیم.

 قدرت برند = شهرت  x  دیده شدن

هر شرکت خدماتی حرفه‌ای‌ای برای یک منظور خاصی شکل گرفته است. تحقیقات تیم ما نشان می‌دهد که در بین شرکت‌های حرفه‌ای خدماتی، ۳۰۰ درصد تمایل بیشتری به داشتن نقاط تمایز قوی‌تر دارند. این تمایز و تفاوت موجب می‌شود که مشتریان راغب بیشتری ایجاد و درصد موفقیت فروشنده در بستن فروش بسیار بالا می‌رود.

شرکتی که رشد می‌کند و به مرحله بلوغ می‌رسد ، مسئولیت مدیریت استراتژیک برند آن نیز پیچیده و چالش‌برانگیزتر می‌گردد. همین‌جا آشکار می‌گردد که برند یک نام تجاری یا یک لوگو نیست که همان ابتدای تاسیس شرکت انتخاب گردد و بعد به حال خود رها گردد ، ( برند چه چیزی نیست ) . پس مدیر برند در تمام طول عمر برند به مانند یک مادر دلسوز ، اتفاقات درون و برون‌ سازمانی را رصد و تحلیل و تغییرات مورد نیاز را به مدیران تصمیم‌ساز گزارش نماید تا برند را در مسیر مورد هدایت نمایند. هر چه محصولات و خدمات شرکت پیچیده‌تر گردد، وظیفه مدیر برند نیز پیچیده‌تر خواهد شد. به‌منظور تغذیه و رشد مناسب برند ، شرکت‌ها هر خدمت یا محصول را به یک برند خاص متصل می‌نمایند، آیا این کاری درست است ؟

 

معماری برند

معماری برند Brand Architecture یک سیستم که به دنبال سازمان‌دهی برندها ، محصولات و خدمات به منظور کمک به مخاطبین در انتخاب برند مد نظر خود است. یک معماری برند درست و صحیح ، مصرف‌کننده را قادر به تشریح خصوصیات هر یک از اعضای خانواده برند یک شرکت نموده و فضای ذهنی مصرف‌کننده را  ( از طریق تعامل و آموزش ) در مورد تک‌تک برندهای آن خانواده شکل می‌دهد.

معماری برند پس از تایید و تثبیت ، یکی از مهم‌ترین فانوس‌های دریایی برای هدایت کشتی برند در اقیانوس رقابت برندهاست . معماری برند ، شرکت را در خصوص تعمیم برند ، برندهای زیرمجموعه و توسعه محصولات جدید است. معماری برند یک نقشه راه برای توسعه هویت برند ، طراحی و معرفی مصرف‌کننده به عنوان ارزش پیشنهادی به تمام اعضای خانواده برند است. همچنین ارزش برند  را از طریق تلاش‌های سازمان و برندهای زیرمجموعه ، حداکثر خواهد نمود.

پیش از تعریف انواع معماری برند ، باید دو اصلاح مهم را توضیح دهم :

  • برند اصلی Master Brand : بالاترین و مهم‌ترین برند سازمان که سایر برندهای محصولات و خدمات را تحت پوشش می‌دهد.
  • تعمیم برند ( بسط برند ) Brand Extension : یک محصول یا خدمت جدید که تحت یک نام تجاری شناخته شده به بازار معرفی‌شده می‌گردد. محصول و خدماتی که تحت این برند تولید می‌گردد، در دسته‌بندی خاص و متفاوتی از سایر محصولات و خدمات آن شرکت قرار می‌گیرد.